اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
107
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
بريان ميشد . فيلها پا بگريز مىنهادند و لشكريان هند را در هم شكسته نابود ميساختند . آنگاه اسكندر ، فور پادشاه هند را بجنگ تنبتن خواست ، فور پذيرفت و بدست اسكندر كشته شد و لشكرش بتاراج رفت . [ ديگر از پادشاهان هند ] » كيهن « است كه مردى با هوش و اديب بود و اسكندر پس از فور او را پادشاه همه هندوستان قرار داد ، كيهن اهل انديشه و اول كسى است كه ميگفت طبيعت بتصور و انديشه بازميگردد ، آنچه را سودمند پنداشت سود ميدهد و آنچه را زيانبخش تصور كرد ضرر خواهد داد . كيهن » بيش « را كه زهر كشنده اى است مىخورد و تصور ميكرد كه روى دلش بارهاى برف است ، بيش او را زيانى نميداد تا آنكه رطوبتش محترق گشت . ذهن كيهن از همه مردم سالمتر و حافظه اش قويتر و هوشش تيزتر بود . ديگر از پادشاهان هند » دبشلم « است كه در زمانش كتاب » كليله و دمنه « نوشته شد . اين كتاب را » بيدبا « يكى از حكماى هند نوشت و آن را مثلهايى قرار داد كه خردمندان آنها را بفهمند و بدانها عبرت گيرند و ادب پذيرند . باب اول آن ، باب پادشاهى است كه بدگويان از نزديكان و مقربان دربارش نزد او سعايت كردهاند ، او چگونه بايد مدارا و احتياط را به كار برد و با شتاب بگفتار بدگويان ترتيب اثر ندهد ، يعنى باب الاسد و الثور ( باب شير و گاو ) . باب دوم ، باب كنجكاوى از امور و از اينكه عاقبت آنها چه خواهد بود و نشان دادن عاقبت بدى كه براى زورگويى و بيباكى و فريبكارى است ، يعنى باب الفحص عن خبر دمنة ( باب تفحص از كار دمنه ) . باب سوم ، باب دشمنان و پرهيز از آنان و چاره جويى در مقابل آنها و سخنى كه از آن دشمنى خيزد و لزوم مدارا با دشمنان و در پى فرصت مناسب بودن و تا روز يافتن فرصت انتقام با آنها به نرمى رفتار كردن يعنى باب البوم و الغربان ( باب